
نماینده سنندج، دیواندره و کامیاران در مجلس به همراه وزیر بهداشت از شایان فرجی، اهل روستای ژنین از توابع سروآباد، کودک آسیبدیده بر اثر انفجار مین در بیمارستان "سینا"ی تهران عیادت کرد.
سیدمهدی فرشادان، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به عیادت خود و وزیر بهداشت از کودک آسیبدیده در انفجار مین گفت: دیروز آقای هاشمی، وزیر بهداشت این کودک مصدوم را معاینە کرد و دستور داد کمیسیون ویژە پزشکی برای معاینە وی تشکیل شود و احتمالا چشم این کودک بهزودی توسط وزیر بهداشت عمل جراحی میشود.
فرشادان اظهار داشت: با دستور وزیر محترم بهداشت این کودک مصدوم جهت ادامه درمان چشمهایش به بیمارستان فوق تخصصی فارابی منتقل شد و پس از انجام معاینات و مشاورههای لازم توسط تیم پزشکی، مقرر شد دوشنبه درباره عمل جراحی یا تخلیه چشم این کودک تصمیم گرفته شود.
وی از توصیههای لازم به فوق تخصص معالج چشم شایان خبر داد و گفت: وزیر بهداشت روند درمانش را تا آخر پیگیری خواهد کرد و در صورت نیاز شاید خودش عمل جراحی را انجام دهد البته فعلاً تا پس فردا باید صبر کنیم، جواب معاینات بیمارستان فارابی، مشخصکننده ادامه درمان است.
فرشادان تاکید کرد: اگر چشم شایان امکان نجات داشته باشد احتمالاً شخص وزیر بهداشت عملش خواهد کرد ولی اگر امکان درمان نداشته باشد احتمالاً تخلیه توسط پزشک معالج دیگری انجام شود.
این نماینده مجلس در ادامه عنوان کرد: با گذشت چند دهه از پایان جنگ تحمیلی، مین همچنان در کردستان قربانی میگیرد و وجود مینهای بە جاماندە از جنگ ۸ ساله رژیم بعثی عراق با ایران، تهدید جدی علیه مردم استان کردستان است و باید عزم جدی برای پاکسازی کامل و ریشهکن کردن مین در کردستان به وجود آید.
وی همچنین خاطرنشان کرد: هر ساله خبر انفجار مین در مزارع، کنار جادهها، حاشیه رودخانهها و در روستاهای استان کردستان و به دنبال آن معلولیت و جان باختن مردم در جراید و روزنامههای کثیرالانتشار به گوش میرسد که اثبات میکند هنوز مناطق مختلف استان کردستان عاری از مین نیست.
فرشادان با اشارە بە اینکە خطر مین همیشه در کمین است، عنوان کرد: تازهترین خبر انفجار مین در روستای پیچون از توابع منطقه کلاترزان است که قطع هر دو دست شایان فرجی، نوجوان ۱۲ ساله ژنینی را درپی داشت. ما برای بهبود وضعیت جسمی و روحی این نوجوان هر آنچه لازم باشد انجام خواهیم داد و از هیچ کمکی دریغ نخواهیم کرد.
این نماینده مجلس همچنین از دستگاههای مرتبط خواست، در راستای پاکسازی استان کردستان از مینهای به جامانده از جنگ ۸ ساله اقدام کنند تا هر روز شاهد چنین حوادث ناگواری نباشیم.
به گزارش ایسنا، روز ۲۱ اردیبهشت بر اثر انفجار مین در روستای پیچون از توابع منطقه کلاترزان، هر دو دست نوجوان ۱۲ ساله اهل روستای ژنین قطع و چشم چپ او نیز به شدت آسیب دید.

باز هم مین، باز هم مرز. اين جنگ انگار تمام شدني نيست! بر روي خاک کردستان تبعات جنگ باقي است و در زير خاکش، خود جنگ!
به گزارش کُردتودی، «برای چیدن گیاهان بهاری به بالاي تپه رفته بود كه ناگهان صداي مهيبي آمد و پسرم مجروح شد». اين را پدر شايان ميگويد؛ پسر 11سالهاي كه جمعه گذشته پس از انفجار مينهاي بهجامانده از زمان جنگ، در نزديكي شهر سنندج دو دست و يك چشمش را از دست داد. منطقهاي كه سالها پيش پايان عمليات پاكسازي در آن جشن گرفته شده بود اما همچنان قرباني ميگيرد.پدر شايان درحاليكه لرزش صدايش از پشت تلفن بهخوبي حس ميشد، به «شرق» ميگويد: «براي تفريح به مريوان رفته و در راه برگشت به سنندج بوديم كه اين اتفاق افتاد. ساعت حدود پنج، شش عصر بود و يك ساعت مانده بود به سنندج برسيم كه بچهها گرسنه بودند و از من خواستند ماشين را كنار جاده نگه دارم تا عصرانه بخوريم. تازه باران تمام شده بود و هوا خيلي خوب بود. براي همين وسط سبزهزارها رفتيم و همانجا عصرانه را خورديم. بعد از اينكه كمي آنجا استراحت كرديم، بچهها به بالاي تپه رفتند تا گل و قارچ بچينند. ناگهان صداي مهيبي آمد؛ به بالاي تپه نگاه كردم، ديدم شايان با دست و صورت خوني 20 متر به طرف پايين آمد و در ميان راه افتاد. مادرش با داد و فرياد سعي داشت از تپه بالا برود، پاهاي من سست شده بود و توان راهرفتن نداشتم. تا نصف تپه را بالا رفتم اما نتوانستم خودم را به شايان برسانم. مرد كشاورزي كه آن نزديكيها بود، وقتي متوجه انفجار شد، خودش را به شايان رساند و او را به پايين تپهها آورد. چند دقيقه بعد آمبولانس آمد و شايان را به بيمارستان سنندج انتقال دادند». چند ثانيه سكوت ميكند؛ از آن طرف خط صدا از داخل بيمارستان سنندج ميآيد كه يكي را پيج ميكنند. صداي پدر شايان از ته گلويش بيرون ميآيد و ميگويد: «شما اگر خبرش را در روزنامهها كار كنين، مشكلي براي پسرم پيش نميآيد؟ لطفا چيزي ننويسيد كه كسي ناراحت شود و كار پسرم به مشكل بربخورد». از صحبتكردن با رسانهها ميترسد. بعد از كمي گفتوگو راضي ميشود صحبتش را با من ادامه دهد و ميگويد: «وقتي آمبولانس آمد، شايان هوشيار بود و با ما صحبت ميكرد. پزشك گفت كه نبايد خوابش ببرد، براي همين آن 50 دقيقه تا وقتي كه به بيمارستان كوثر سنندج رسيديم، با او صحبت ميكردم و مدام صدايش ميزدم و ميگفتم شايانجان نخواب پسرم؛ ولي پسرم درد داشت و ناله ميكرد و ميگفت دستم درد ميكند». اينها را كه ميگويد، گريهاش ميگيرد و گوشم از صداي گريهاش پر ميشود. بعد از اينكه كمي آرام ميشود، ادامه ميدهد: «وقتي در آيسييو به ملاقاتش رفتم، از من خواست گريه نكنم و ناراحت نباشم؛ اما چطور ميتوان آرام بود؟ پسر 11سالهام در اين سن معلول شد. دو دستش را از مچ قطع كردند و يكي از چشمهایش تخليه شده. هرچند وقتي به ديدنش ميروم، سعي ميكنم به او روحيه بدهم اما چه فايدهاي دارد؟ مگر ميتوانم دوباره دستهايش را برگردانم؟»
نفس عميقي ميكشد و ادامه ميدهد: «فرداي آن روز به ما گفتند منطقهاي كه شما به آنجا رفته بوديد، يك پايگاه متروكه بوده است و گروه پاكسازي دو مين عملنشده ديگر در آنجا پيدا و خنثي كردند. اما آنجا نه سيم خارداري بود و نه تابلويي كه متوجه شويم احتمال خطر مين در آن منطقه وجود دارد. تازه بعد از اينكه اين بلا به سر پسرم آمد، متوجه شديم آنجا محل خطرناكي است. منطقهاي سرسبز و خوشآب و هوا كه صد كيلومتر با مرز فاصله دارد و نزديك مناطق مسكوني است». پدر شايان كه كارگر ساختمان است در ادامه ميگويد: «از مسئولان خواهش ميكنم به دادمان برسند. البته خوشبختانه بيمارستان با ما همكاري كرد و خيلي به پسرم رسيدگي كردند».
انفجار در مناطق پاكسازيشده
حدود ٣٠ سال از پايان جنگ هشتساله عراق با ايران ميگذرد؛ اما بقاياي آن جنگ خونبار هنوز هم کشته و مجروح ميدهد و شايان 11ساله تنها يکي از ١٠ هزارنفري است که در سالهاي پس از جنگ قرباني مين شدهاند. دراینباره بهنام صادقي، فعال مينزدايي که سالهاست در استانهاي مرزي مشغول به کار در همين زمينه است، به «شرق» ميگويد: «نزديک به چهارميليونو ٢٠٠ هزار هکتار زمين آلوده به مين در پنج استان آذربايجانغربي، کرمانشاه، کردستان، ايلام و خوزستان داريم که به تفکيک ايلام يکميليونو ٧٠٠ هزار هکتار، خوزستان يکميليونو ٥٠٠ هزار هکتار، کرمانشاه ٧٠٠ هزار هکتار، کردستان ١٥٠ هزار هکتار و آذربايجان نيز ١٥٠ هزار هکتار زمين آلوده به مين دارد».
او در ادامه با بيان اينكه براساس اعلام مرکز مينزدايي کشور از زمان اتمام جنگ ايران و عراق حدود ١٠ هزار نفر بر اثر مينهاي بهجامانده از زمان جنگ کشته و زخمي شدهاند، ميگويد «سال 88 پاكسازي استان كردستان و آذربايجان غربي اعلام شده بود؛ اما حوادثي كه بعد از آن اتفاق افتاد، نشان ميدهد اين مناطق همچنان به طور كامل پاكسازي نشدهاند؛ بههمينخاطر از سال 90 مجددا گروههاي پاكسازي را در قالب چند تيم به استان كردستان اعزام كردند و ما عملا ميبينيم اين حوادث در مناطقي رخ ميدهد كه قبلا پاكسازي شدهاند؛ مثل اتفاقي كه چند روز پيش در 45كيلومتري جاده مريوان به سنندج رخ داد. اگر روي نقشه نگاه كنيد، ميبينيد محل انفجار كنار جاده است و احتمالا مين بهجامانده در اين مناطق به مرور زمان بر اثر باد، باران، فرسايش خاک و جابهجايي توسط افراد از ارتفاع به سمت جاده جابهجا شده است».
از او درباره علت وجود اين مينها در مناطق پاكسازيشده و تجربه ديگر كشورها در اين زمينه ميپرسم؛ صادقي در پاسخ ميگويد «جغرافياي استان كردستان و آذربايجان غربي با اقليم كردستان عراق يكسان است؛ هم از نظر جغرافيايي و هم از نظر آب و هوايي؛ اما در اقليم كردستان كمتر شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. بهايندليل كه در آنجا از مينروبها ميخواهند تا دامنه ارتفاعات را نيز پاكسازي كنند و فقط منطقه محدوده مينهاي سابق را در نظر نميگيرند و دامنههايي را كه احتمال ميرود مين تا آنجا جابهجا شده باشد، نيز در قرارداد ذكر ميكنند و تحت پاكسازي قرار ميدهند. قاعدتا اين عمل هم به زمان و هم هزينه بيشتري نياز دارد؛ اما احتمال اينكه ميني در منطقه باقي بماند، به حداقل ميرسد؛ اما در كشور ما براي پاكسازي فقط ميدان مين در نظر گرفته ميشود. اين در حالي است كه امكان جابهجايي مين بر اثر عوامل مختلف وجود دارد. اي كاش دولت هزينههاي بيشتري در اختيار مركز مينزدايي قرار بدهد تا بتوانند تا پايينترين دامنهها را نيز پاكسازي كنند و شاهد اينگونه اتفاقات نباشيم.
انفجارهاي بيپايان
اخبار مربوط به قربانيان و حادثهديدگان ناشي از انفجار مين، در حالي منتشر ميشود که پيشازاين براي برخي استانها پايان عمليات پاکسازي جشن گرفته شد. بهعنوان مثال کرمانشاه، نخستين استاني بود که بهمن ٩١ پايان عمليات پاکسازي در آن جشن گرفته شد. اين در حالي است که بنا بر آخرين گزارشي که از قربانيان مين در سال ٩٥ در سايت «مين و زندگي» منتشر شده، از مجموع ٥٥ کشته و مجروح انفجار مين و مهمات بازمانده از دوران جنگ، پنج نفر (دو کشته و سه مجروح) ساکن استان کرمانشاه بودهاند. استانهاي ايلام، کردستان و خوزستان هم وضعي مشابه کرمانشاه دارند. جشن پاکسازي ايلام، پايان سال ٩١ و جشن پاکسازي کردستان، پايان سال ٩٠ و جشن پاکسازي خوزستان، سال ٩٤ برگزار شد؛ اما جمعه، 21 ارديبهشت ١٣٩7، خبري جديد در رسانهها منتشر شد؛ خبري به اين شرح: «در پي انفجار مين بهجامانده از دوران جنگ در منطقه پيچون «روستايي از توابع بخش کلاترزان شهرستان سنندج يک کودک 11ساله از ناحيه دو دست قطع عضو شد و يکي از چشمهاي او نيز تخليه شد و گوش و بدن کودک نيز بهشدت زخمي شده است».
یک مرکز آماری مربوط به مین میگوید طی فقط شش ماه گذشته در مناطق کردنشین بیش از 33 نفر به دلیل انفجار مین کشته یا زخمی شدهاند و این یعنی جنگ تحمیلی هنوز هم هر دو هفته سه قربانی در کردستان می گیرد. این جنگ اگر کارمند يک اداره بود، حالا بعد از 25 بازنشسته ميشد و دست از سر مردم کردستان برميداشت. اما جنگ کارمند نيست و مينها نميدانند قطعنامه پايان جنگ چه معني دارد؛ اين ماجرا تمام شدني نيست! بر روي خاک کردستان تبعات جنگ باقي است و در زیر خاکش خود جنگ.
آمارهایی کە کم و زیاد میشود
در حالی که وزیر دفاع دولت دهم از پاکسازی تمام اراضی آلوده به مین تا سال 91 خبر داده بود، فروردین امسال در آستانه فرا رسیدن «روز جهانی افزایش آگاهی درباره مین های زمینی» رییس مرکز مینزدایی کشور گفت: «در حال حاضر 28 هکتار از زمینهای آلوده به مین در مناطق مرزی پاکسازی نشدهاند و تراکم مین در این زمینها بسیار بالا است.« اين يعني جنگ حالا حالاها ادامه دارد و به احتمال زياد نامهای ديگري نيز به فهرست بلندبالای کشتهها و مصدومان مين اضافه خواهد شد.
بر اساس آمارها، شش ميليون هکتار از خاک ايران به مين آلوده است و بيش از 20 ميليون مين در سراسر ايران وجود دارد. استانهاى ایلام، کرمانشاه، آذربایجانغربى و کردستان با مساحتى به وسعت یک هزار و۴۸۰ هکتار، به ترتیب آلودەترین نقاط ایران از این منظر بهحساب مىآیند. این آمارها با آمد و شد مسئولان کم و زیاد میشوند اما مینها همچنان قربانی میگیرند. قربانیانی که با گذر سه دهه از پایان جنگ تحمیلی آمارشان تمام و کمال رسانهای نمیشود.
دشواريهاي پاکسازی
همه استانهاي آلوده به مين به ويژه کردستان کوهستاني هستند و به چند دليل نميتوان به جرأت از پاک بودن هيچ منطقه آلودهاي خبر داد. مينها به دليل بارندگي به دامنه کوهها که مناطق مسکوني است حرکت ميکنند و يا ميني که داخل پايگاهي در قله کوه کاشته شده، رانش ميکند، به همين خاطر بيشتر مينهايي که منفجر ميشود معمولا دورتر از منطقه کاشت (ميدان مين) است. شايد به همين خاطر دوسال پيش 6 نفر از کساني که در مناطق آلوده مشغول پاکسازي بودند، شهيد شدند. دردناکتر آنکه موضوع فقط به خطر مين ختم نميشود؛ بمبهايي که ارتش بعث ريخته ولي منفجر نشده، گلوله توپ، راکت و... در مناطق وجود داشته و آماده انفجار باشد.
آیا نااميد باشيم؟
نه! ما در کردستان هستیم و هنوز زندهايم. مردم زيادي هر روز در کردستان راه ميروند، در شهر، در روستا، در کوه و دشت و کرانههاي رودخانهها. اما راهشان امن و امان است. براي باقي قضايا يعني پاکسازي مناطق آلوده به مين، که از قضا مهمترين بخش است، گروههاي بسياري از گروههاي داوطلب مردمي گرفته تا اعضاي افتخاري نهادهاي نظامي و دولتي، بارها براي پاکسازي اقدام کرده و مناطق بسياري از خطر وجود مين پاک کردهاند.
رئيس سابق جمعيت هلالاحمر مریوان در اينباره گفته بود: تا جايي که من ميدانم در منطقه ما کسي مانع انجمنهاي فعال براي فعاليت در اين حوزه نميشود.
ایوب غلامی ادامه داد: البته اين طور نيست که براي قربانيان مين و کساني که در معرض خطر هستند، هيچ کاري نشود ولي به هرحال آنها مشکلاتي هم دارند. به قول يکي از بزرگان بحث بحران، بحثي است که طرف کشته يا زخمي ميشود و بحث روانياش بحث ديگري است.
چيزي که ما ميبينيم صدمه عادي و زخميشدن و برگشتن به داخل منزل است ولي سه چهارم اين کوه يخ زير زمين است و ما آن را نميبينيم. وقتي پدري که با هزار بدبختي در روستا براي امرار معاش خانوادهاش تلاش ميکند، برود روي مين چه ميشود؟ او سالها درگير اين قضيه است و زندگياش هيچ وقت مثل قبل نميشود. بُعد رواني اين اتفاق واقعا تأسفآور است. ما فکر ميکنيم اگر او زخمي شد و برگشت خانه، مشکلش حل است. در حاليکه مشکل روحي و رواني آنها خيلي بيشتر از اين حرفهاست. اما با همه اينها گروههاي روان درماني براي اين افراد و بهويژه کودکاني که قرباني مين ميشوند، وجود ندارد.
غلامي ميگويد: من معتقدم علاوه بر آموزش خطرات مواد منفجره، تيمهاي پشتيبان رواني لازم است. درحال حاضر تيم رواني هلالاحمر در اين حوزه کار ميکند ولي گسترده نيست و تعدادشان کم است. از نظر من کسي که دست و پايش قطع شده و رفته خانه و پا برايش درست کردهاند، تا سالها نياز به جلسات متعدد رواني دارد. ما متخصص و روانشناس داريم ولي ممکن است هر روز نتوانند بيايند درحاليکه اين جزو اولويتهايي است براي کساني که صدمه ديدهاند، که بايد باشد. من اين را تا به حال چندينبار گفتهام.
با اين وجود تلاشهاي اين چنيني کفاف کل منطقه را نميدهد و بايد تصميم جدي در ميان دولتهاي ايران و عراق براي پاکسازي اتخاذ شود و پيمان نامههايي براي همياري در پاکسازي به امضا برسد.
ایران خارج از اتاوا
آسیبهایی که مینهای ضدنفر پس از پایان مخاصمات نظامی بر افراد غیر نظامی؛ بویژه کودکان وارد مینمود باعث شد که جمعی از کشورها در فکر محدود کردن و منع استفاده از مینهای زمینی ضدنفر بیافتند و سرانجام در ماه دسامبر ۱۹۹۷ میلادی در شهر اتاوای کانادا گردهم آمدند و مواردی را به تصویب رساندند که به پیمان اتاوا معروف شد.
طبق پیمان اتاوا دولتها پس از گذشت ۱۰ سال از پایان جنگ موظفند کشتزارها و مزارع را از مواد منفجره و مین پاکسازی کنند. تاکنون ۱۵۷ کشور جهان به این پیمان پیوستهاند. اما ۳۷ کشور جهان که ایران هم یکی از آنهاست در کنار روسیە، ایالات متحده آمریکا، چین، امارات متحده عربی، عربستان صعودی، فنلاند، هند و .. هنوز عضو پیمان اتاوا نیستند. هرچند با اتاوا یا بی اتاوا، مسئولان باید مینهای خفتە در کردستان را برچینند و صدای نامهربان و بیرحم این قاتل خفته را بزدایند.
سمیرا حسینی، روزنامەشرق؛
براساس گزارش رسیده ، شامگاه دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشتماه، یک کولبر کُرد به نام "یادگار" ٣٠ ساله فرزند عبدالله اهل روستای "بیاندره" از توابع شهرستان بانه در پی انفجار مین به شدت زخمی و یک پای خود از دست داده است.
این کولبر کُرد در حین کولبری در مرز بانه دچار این حادثه و جهت معالجه پزشکی به مراکز درمانی این شهرستان انتقال یافته است.
منبع آژانس کوردپا
خبر تکمیلی: یادگار کریمان بیاندره فرزند سعید متولد 1369 بر اثر انفجار مین پای راست از ناحیه مچ قطع شده است.
براساس گزارش رسیده ،روز یکشنبه بیست و سوم اردیبهشتماه، یک کولبر کُرد به نام "رحمان رسولی آذر" فرزند خالد اهل روستای "گلآباد" از توابع پیرانشهر در پی انفجار مین از ناحیه پا نقص عضو شد.
این کولبر کُرد در جاده روستای "دستار" دچار این حادثه شده و برای مداوا پزشکی به مراکز درمانی ارومیه منتقل گردیده است.
منبع آژانس کوردپا
خبر تکمیلی: بر اساس اطلاعات کسب شده انفجار در ناحیه مرزی در داخل خاک عراق رخ داده و مجروح جهت درمان به اقلیم کردستان عراق منتقل و در ناخوش خانه آزادی اربیل بستری شده است
استان کردستان 227 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق دارد و در دوران جنگ تحمیلی به صورت مستقیم درگیر جنگ بود و اکنون مین و ابزار آلات جنگی باقی مانده از دوران جنگ همچنان قربانی می گیرد.
منبع زریوار خبر
پنج استان غربی کشور در جریان جنگ آلوده به انواع مین و مهمات باقی مانده از جنگ شد.طبق برآورد های اولیه حدود چهار میلیون و دویست هزار هکتارازاراضی کشاورزی،شهری،صنعتی و...در این استان ها آلوده اعلام شدند.
با تلاش بی وقفه مرکز مین زدایی کشور سطح وسیعی از این مناطق از مین پاکسازی گردیده است و بر طبق اظهارات مقامات مسئول حدود یک درصد از اراضی واقع در مناطق صعب العبور،کوهستانی،مرداب ها ،اتلاق ها و...هنوز دارای آلودگی می باشد و پاکسازی میادین مین در این نقاط همچنان در سکوت ادامه دارد.
در این میان نقش مین روب هایی که در سرما و گرمای طاقت فرسا و با کمترین حقوق و امکانات در دورترین نقاط مرزی مشغول مبارزه با مین های کمین کرده برای شهروندان هستند بسیار پر رنگ و قابل اهمیت است.
مردانی که برای خدمت به هم میهنانانشان رنج دوری از خانواده و خطرناک ترین شغل دنیا را به جان خریده اند.مردان و زنانی که این شغل را پیشه کرده اند در تمامی دنیا مورد احترام واقع می شوند.
با این حال در بعضی از کشورهای آلوده به مین و ناامن مین روب ها هدف آسانی برای گروههای تروریستی می باشند.در این حملات مین روب ها ربوده،کشته و مجروح می شوند.تجهیزات آنها ربوده و یا به آتش کشیده می شود.افغانستان یکی از این کشورهاست که هر از چندی افراد مین روب و تجهیزات آنها مورد حمله قرار می گیرد.
خوشبختانه در ایران همواره مین روب ها مورد استقبال گرم مردم قرار می گیرند،زیرا که معمولا بخش اعظمی ازمین روب های ایرانی از افراد محلی می باشند.مردم مناطق آلوده در بیشتر مواقع پذیرایی از گروه مین روبی را وظیفه خود می دانند و با هر وسیله ای که شده محبت خود را نثار این جان بر کفان می نمایند.
انها می دانند که این افراد برای از بین بردن آخرین آثار جنگ به این مناطق آمده اند.
متاسفانه ؛ شب گذشته عناصر ناشناسی از تاریکی شب سواستفاده کرده و دو دستگاه بیل مکانیکی مخصوص حفاری میدان مین را در منطقه مرزی مریوان به آتش کشیدند.
آنها تجهیزاتی را به آتش کشیدند که با سختی تجهیز و آماده مین روبی شده بود و برای نابودی مین ها و امن کردن منطقه برای زنان،مردان،کودکان،کشاورزان و دامداران مشغول فعالیت بود.
این افراد ضدمردمی چنان به قباحت کار خود واقف هستند که جرات پذیرش مسئولیت و اعلام آن را ندارند.
بدون تردید این گونه رفتارها هیچ خللی در اراده مین روب ها در پاکسازی میادین مین نداشته و آنها هم چون گذشته و با حمایت و دلگرمی مردم محلی به مبارزه با مین ها ادامه خواهند داد.
هر چند از امروز مسئولین مربوطه به دنبال جایگزین نمودن دستگاه های اسیب دیده هستند ، با این حال به نظر می رسد عملیات پاکسازی تا تامین و جایگزینی دستگاه ها با وقفه طولانی روبرو خواهد شد و با توجه به فصل کوتاه پاکسازی در کردستان ؛عملا کار پاکسازی در سال 97 در این منطقه تعطیل شده محسوب خواهد شد.
به گزارش مین و زندگی ،حدود ساعت 14 یک سرباز به هویت محمدرضا سالاروندیان فرزند علی بخش اهل بیجار در حین ماموریت و در نقطه صفر مرزی بر اثر برخورد با مین مجروح شد.
بر اثر این انفجار پای راست نامبرده به شدت آسیب دید و جهت ادامه درمان به بیمارستان سقز انتقال داده شد.
منتظر اخبار تکمیلی هستیم