بنابر اخبار دریافتی متاسفانه فرد مجروح  بنام احمد ممندی که بر اثرانفجار مین مجروح شده بود بدلیل شدت جراحات وارده فوت کرده است.

 

 


برچسب‌ها: مین, انفجار, پاکسازی, قربانی
نوشته شده توسط امین کرمی در سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ |

چهلمین سالروز شهادت ستوان عامری گرامی باد.

چهل سال پیش در چنین روزی ستوان عامری در حین خنثی سازی یک بمب عمل نکرده و انفجار آن به همراه شش تن از همکارانش به شهادت رسید.

این حادثه در محل باشگاه آبادان،مقر گروه خنثی سازی مهمات عمل نکرده رخ داد و بر اثر انفجار،چندین خودروی گروه خنثی سازی نابود شد.

شهید عامری تا قبل از شهادت هر روز از طریق رادیو آبادان مردم را نسبت به خطر مهمات عمل نکرده آگاه میکرد.

روحش شاد و یادش گرامی باد


برچسب‌ها: شهید ستوان ابراهیم عامری
نوشته شده توسط بهنام صادقی در چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ |

اسماعیل باقری پیشکسوت تخریب درگذشت.

اسماعیل باقری گله پیشکسوت تخریب و پاکسازی میادین مین روز گذشته و بر اثر بیماری قلبی در بیمارستان نفت اهواز درگذشت.

مرحوم باقری از ابتدای جنگ در کسوت تخریب چی در جبهه های جنوب و غرب کشور حضور داشت.

پس از خاتمه جنگ نیز در گردان تخریب سپاه ششم امام جعفر صادق و سپس گردان تخریب لشکر هفت ولیعصر با عنوان فرمانده گروهان پاکسازی،در عملیات پاکسازی مناطق صنعتی،کشاورزی و مسکونی نقش به سزایی ایفا نمود.

مین و زندگی درگذشت این پیشکسوت پاکسازی را به خانواده و همکاران وی تسلیت می گوید.

روحش شاد،یادش گرامی باد.


برچسب‌ها: اسماعیل باقری
نوشته شده توسط بهنام صادقی در سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ |
 
 فروغ فکری

هفت‌و‌نیم صبح ١٣ مهر ٨٨، منطقه دویرج، دشت عباس. «طبیعی نیستیم. کسی که پایش را در میدان مین می‌گذارد طبیعی نیست. من ۲۶ساله بودم.»   نزدیک به ۵۰‌درصد جانبازی محمد از آن روز است. با دست و پایی قطع شده. پرده گوشی پاره و موج‌گرفتگی. ساکن اندیمشک است و فقط چند ماه پس از شروع کارش در شرکت پاکسازی روی مین رفت. سه ماه بعد از ازدواجش. «من در شرکت پاکسازی مین پدرم کار می‌کردم.» ازجمله شرکت‌های خصوصی پاکسازی مناطق مین‌زده که محمد از ابتدای تأسیس در جریان کار آن بوده و حالا از روزی می‌گوید که برای بیمه کردن اعضای شرکت به بیمه دهلران رفتند. جایی که هیچ‌کدام از اعضای آن معنی تخریب‌چی را نمی‌دانستند. «کتاب قطور تأمین‌اجتماعی را آوردند مقابل ما. هیچ تعریفی از این شغل وجود نداشت. آنها نمی‌دانستند کار ما را در چه بخشی قرار دهند.» در برگه‌های بیمه عنوان «کارگر فنی» نوشتند. محمد، نخستین تخریب‌چی بود که در آن منطقه روی مین رفت. «بسیاری از عشایر در آن منطقه روی مین رفته بودند. در آن زمان آنها جانباز به حساب می‌آمدند اما ما نه.»
یک‌سال در خانه بستری بود. پس از آن به دادگاه دهلران احضار شد، «با آن شرایط جسمی.» ٦ صبح تا ١٢ ظهر منتظر وقت دادگاه ماندند تا برای او که مین چیزی از جسمش باقی نگذاشته بود، تعیین تکلیف کنند. «گوشم نمی‌شنید. مسئول ‌گفت چرا آن‌جا رفتی که پایت برود روی مین؟ من نمی‌شنیدم چه می‌گوید. پدرم جواب می‌داد، او را بیرون کرد و گفت حق نداری به جای پسرت جواب دهی. اعتراض کردم. من را هم بیرون کردند. با بی‌احترامی تمام.»
بیمه محمد از روز حادثه قطع شد. او می‌گوید آنها خودشان جلسه گذاشته و گزارش نیروی انتظامی را که در محل حاضر بود به تأمین‌اجتماعی داده بودند و به همین دلیل کارفرما مقصر شناخته شده بود. «به من گفتند از کارفرمایت شکایت کن.»
- چون پدرت بود نمی‌خواستی شکایت کنی؟
نه. ما تمام ضوابط را رعایت کرده بودیم. بیمه می‌خواست هزینه ندهد. همه خودشان را کنار کشیدند. هرکس دیگری بود شکایت نمی‌کردم. بیش از ۱۵ دفعه به اداره کار و بیمه رفتم. سر آخر رئیس آن‌جا گفت حرف شما منطقی، اما برای من زشت است که رأیم را عوض کنم.
 او می‌گوید باید تأمین‌اجتماعی ازکارافتادگی می‌داد تا زمانی که حقوق بنیاد جاری شود، اما هیچ‌کدام از ارگان‌ها پیگیری‌ نکردند و پیگیری‌های محمد هم بی‌جواب ماند. او همچنان مستمری‌بگیر است و حقوق بگیر نشده. «کمیسیون حالت اشتغال برای تعیین حقوق است. چند دکتر نظر می‌دهند که چند ‌درصد ازکارافتاده‌ای، اما این کمیسیون از‌ سال ٩١ در خوزستان برگزار نشده. می‌گویند دولت بودجه ندارد و برای همین همچنان مستمری ‌بگیرم و هر لحظه ممکن است قطع شود.»
محمد نگران دوستانش است. کسانی که جنگ را نمی‌شناختند و حالا مین‌روب شده‌اند. او می‌گوید در خانواده‌ای جانباز بزرگ شده است، ولی خیلی‌ها این‌طور نبودند و آسیب شدید روحی دیدند. کسانی که از سر ناچاری یا کنجکاوی راهشان به این شغل رسیده و بعدها دلبسته‌اش شده‌اند «می‌دانی! در همان چند ماه کار دوستم شهید شد و خودم پیکر او را در گونی گذاشتم و از میدان بیرون آوردم. سخت بود. خیلی سخت.»
زندگی روی مین
۱۲ بار بیهوش شد. عمل‌ها کارساز نبودند و ترکش‌ها بعد از ٦‌سال هنوز در جان سعید زندگی می‌کنند. او ۲۳سالگی‌اش را بدون پا شروع کرد و حالا در آستانه ۲۹سالگی شلمچه در یادش زنده است. جایی که پایش روی مین رفت. «می‌دانستم بالاخره یک روز ممکن است این‌طور شود.» این را تمام مین‌روب‌ها می‌گویند. کسانی که صبح و شبشان در میدان‌های مین و دشت‌های پرگلوله می‌گذرد. «اما شرایط بعدش را نمی‌دانستم. این‌که قرار است ماه‌ها حقوق نگیرم و دستم به جایی بند نباشد.»
سعید ساکن خرم‌آباد است. از ‌سال ۸۵ در یکی از شرکت‌های خصوصی مین‌روبی مشغول به کار شد. اوایل کارش دشت‌بانی بود تا‌ سال ٨٧ در بروجرد دوره دید و پنج‌سال بعد هم اسیر مین شد. «بنیاد پرونده‌ام را داد و گفت برو تأمین‌اجتماعی پیگیر حقوقت شو تا‌ درصد جانبازیت مشخص شود و بعد ما هم حقوق می‌زنیم برات.»
١٨ ماه از هیچ‌کجا حقوق نگرفت و بعد هم گفتند چون از تأمین‌اجتماعی حقوق گرفته‌ای نمی‌توانی حقوق بنیاد بگیری. «خیلی دوندگی کردم. ‌سال ٩١ مستمری‌ام ٤٧٠ تومن بود و حالا یک‌میلیون است. زیر بار نرفتند.»
سعید با ۳۰‌درصد جانبازی و سنی که هنوز به ۳۰‌سال نرسیده، می‌گوید موج‌گرفتگی دارد و خانواده‌اش هم دیگر تحملش را ندارند. «ما هیچ‌وقت امتیازی نداشتیم. حتی آن زمان که مشغول کار بودیم. حقوق تقریبی بود و بستگی به قرارداد کارمان داشت.» قراردادی که چیز زیادی از آن در یادش نمانده. مانند محمد که او هم بندهای قرارداد در یادش نمانده. در ارومیه امدادگر هلال‌احمر بود. بعدها آموزش دید و در یکی از شرکت‌های خصوصی مین‌روبی مشغول به کار شد. ‌سال ۹۰ در مارمیشو؛ مین دو چشم و شنوایی‌اش را گرفت. «موج‌گرفتگی هم دارم.» سه‌سال بعد از مجروحیت همچنان کار کرد. دیگر نه در میدان مین. «کار اداری بود.»‌ سال ۹۳ درد و ناتوانی‌اش برای کار آن‌قدر زیاد شد که کار را رها کند و همین هم باعث شد تا یک‌سال‌ونیم حقوقش قطع شود. بیمه، ازکارافتادگی نداد و ارگان دیگری هم مسئولیتش را برعهده نگرفت. «با زن و پسرم یک‌سال‌ونیم با یارانه زندگی کردیم. آن هم با خرج دوا و درمان من.» او با ۴۰‌درصد جانبازی مستمری‌بگیر است و می‌گوید اگر مستمری‌اش قطع شود، دستش به جایی بند نیست. بارها به تأمین‌اجتماعی و بنیادشهید رفته و بارها کیلومترها راه را تا تهران آمده.
او هم مانند سعید بارها به بیمه و بنیاد رفته، اما نتیجه‌ای نگرفته و همچنان سرگردان میان ادارات است.
اوضاع برای تقی هم همین‌طور است. او‌ سال ۸۱ وارد این کار شد و از‌ سال ۸۴ تخریب را شروع کرد. «قبل از آن در منطقه گلوله‌خور کار می‌کردم. جایی‌که منطقه جنگی بوده، اما مین ندارد.»
او هم به مین‌روبی دل بست. وقتی به زمین‌هایی می‌رفت که سال‌ها رنگ انسان به خود ندیده و دست نخورده بود، کار برایش تازگی داشت. «بعدها وظیفه شد. احساس مسئولیت می‌کردیم و می‌خواستیم زودتر زمین‌ها پاک شوند.»
سال ٩١ در دویرج فکه مین قمقمه‌ای زیر پایش رفت. پای راستش را از دست داد و از پای چپ هم نه ماهیچه ماند و نه رگ. او حالا ساکن مسجدسلیمان با ٤٥‌درصد جانبازی است. او هم مشکل بسیاری دیگر از مین‌روب‌ها را دارد. کسانی که بعد از جراحت به تأمین‌اجتماعی واگذار شده‌اند و بعد هم بسیاری از حق و حقوقشان نادیده گرفته شده است. «از ‌سال ٩٢ ازکارافتاده تأمین‌اجتماعی شدم، ٦٧٠‌هزار تومان حقوقم شد. کسی نبود راهنمایی کند. می‌گفتن اول بروید تأمین‌اجتماعی.»
او بهمن ‌سال گذشته با پیگیری و دوندگی بسیار به کمیسیون بنیاد رفت و آنها هم گفتند چون از یک ارگان دولتی حقوق می‌گیری، نمی‌توانیم کاری برایت انجام دهیم. «حداقل سه تومن حقوق یک جانباز ٤٥‌درصد است. به من حق نگهداری هم تعلق نمی‌گیرد. حقی که به خانم خانه یا خانواده برای نگهداری داده می‌شود.»
تقی می‌گوید بسیاری از بندهای قراردادی که با او بسته شده رعایت نشده و حالا هیچ ارگانی مسئولیت مردی که بر روی آتش کار کرده را برعهده نمی‌گیرد و حالا ترکش در جانش زندگی می‌کند. «درمنطقه ما شش؛ هفت شرکت مین‌روبی کار می‌کرد حالا تراکم مین کم و این شرکت‌ها کمتر شده‌اند. اما چه فایده.»
بی‌قانون
استخدام رسمی نیستند. حقوقشان بسیار کم است. شغلشان فصلی است و در فصول سرد ‌سال کم‌کارند. قرارداد کوتاه‌مدت دارند. اگر جانشان را از دست بدهند یا قطع عضو شوند، حمایت خاصی ندارند. هرچند در قانون به آن اشاره شده که شهید و جانباز به حساب می‌آیند، اما پروسه خیلی طولانی است، چون ارگانی پاپی گرفتن حق و حقوقشان نیست و خودشان هم ناتوان برای احقاق حق. بی‌سلامتی جسمی و روحی باید به زندگی ادامه دهند. اینها را عثمان مزین؛ وکیل دادگستری که سال‌ها در این حوزه کار کرده، می‌گوید. هرچند از نظر او ضعف مهم و اساسی دیگری که وجود دارد این است که ایران عضو کنوانسیون اتاوا نیست. کنوانسیونی که برای منع بکارگیری مین‌های ضدنفر و ضدتانک ایجاد شده. بیش از ۱۵۰ کشور دنیا در آن عضوند و آنها تسهیلاتی برای پاکسازی در اختیار کشورهای عضو قرار می‌دهند. «عضویت در این کنواسیون تبعاتی دارد. مانند این‌که آن کشور باید به پاکسازی مطلق برسد و هر ساله گزارشی از وضعیتش ارایه دهد و همچنین نباید از مین استفاده کند.»
از ‌سال ١٣٨٤- ١٣٨٣ شرکت‌های خصوصی مسئولیت کار را برعهده دارند، شرکت‌هایی که به دلیل رقابت با یکدیگر در برخی از بخش‌ها خوب عمل کردند و اما در بسیاری از موارد نتوانستند آن‌طور که باید ظاهر شوند. پیش از این وزارت دفاع حاضر بود و نظارت‌ها بیشتر. یکی از تخریب‌چیان باسابقه معتقد است حضور شرکت‌های خصوصی در حوزه پاکسازی مثبت است، اما «اگر شرکت‌های داخلی با شرکت‌های خارجی متخصص هم‌پیمان شوند، می‌توانند از تجهیزات جدید و همین‌طور تجربیات آنها استفاده کنند و این می‌تواند یکی از عوامل بهبود وضع فعلی باشد.»
به گزارش سایت مین و زندگی در سال‌های ٨٣ تا ٨٨ به ترتیب تعداد ٧، ٩، ٧، ٦، ١١، ٢٦ و ٥ شرکت خصوصی مجوز فعالیت پاکسازی مین گرفتند. در پایان‌ سال ٨٨ تعداد شرکت‌های دارای مجوز به ٦٤ رسید و در سال‌های بعد این تعداد رو به کاهش گذاشت. مرکز مین‌زدایی کشور مجوز شرکت‌هایی که ناموفق بودند را لغو کرد و قوی‌ترها باقی ماندند.
به گفته مرتضی حبیبی، سرپرست وقت مرکز مین‌زدایی سال۸۶، ٣‌هزار نیروی مین‌یاب در کشور وجود داشته. نیروهایی که مشخص نیست چه تعداد از آنها عضو سپاه، ارتش و شرکت‌های خصوصی بوده‌اند. آمار دیگر از تعداد این نیروها مربوط به ‌سال٨٩ است. براساس اعلام خبرگزاری فارس در این‌ سال ٥‌هزار نفر شامل تيم‌هاي برنامه‌ريزي، عمليات شناسايي و اجرايي، پشتيباني،‌ نظارت و... مشغول پاکسازی بوده‌اند، هرچند به گفته یکی از نیروهای پاکساز باسابقه کمبود نیرو همواره وجود داشته و برخی از مین‌روب‌ها در چند شرکت به صورت همزمان کار کرده‌اند.
درحال حاضر این شغل حتی جزو مشاغل سخت و زیان‌آور هم محسوب نمی‌شود و اعتراض‌ها به این امر هم تاکنون نتیجه‌ای نداشته و هیچ سازمانی به مین‌روب‌هایی که نسبت به وضع حاضر اعتراض داشته‌اند، پاسخی نداده و حتی برخی از آنها از کار برکنار شده‌اند. حالا مزین می‌گوید چرا مین‌روبی جزو مشاغل تلقی نمی‌شود؟ و چرا تاکنون وزارت کار برای حل این مشکل کاری از پیش نبرده است. «هر مین‌روب تا زمانی که کار می‌کند، حداقل ١٠٠٠ مین را از دل خاک درآورده و جان ١٠٠٠ نفر را نجات داده، پس چطور می‌شود زندگی و آینده خانواده آنها را پس زد؟»
مزین می‌گوید چون این شغل موجب انهدام جان و نقص عضو می‌شود کسانی که مستقیم در میادین مین حاضرند، شغل استانداردی ندارند که قانون‌گذار باید برای این مهم کاری کند. «باید مصوبه‌ای از مجلس بگیریم تا کسانی که مستقیم در عملیات مین‌روبی هستند، امتیازاتی داشته باشند و از وضع حاضر خارج شوند. وزارت کار باید مزایایی برایشان در نظر بگیرد یا این‌که با پذیرش کنوانسیون جان مردم را بیش از این به خطر نیندازیم.»
هژا طهماسبی، پژوهشگر حوزه قربانیان جنگ هم با مزین هم‌نظر است. او هم می‌گوید: آنچنان که باید حق تخریب‌چیان و مین‌روب‌ها ادا نشده و قانون برقراری حقوق وظیفه یا مستمری بازماندگان آن دسته از مهاجران و کسانی که به مناطق جنگی مراجعت کرده و به علت برخورد با مواد منفجره معلول یا فوت می‌شوند؛ تنها قانون حمایتی در زمینه مین است. این درحالی است که تا پیش از‌ سال ٨٩ کسانی که در این زمینه کار می‌کردند، چنانچه کشته  یا مصدوم می‌شدند به‌عنوان شهید و جانباز به حساب نمی‌آمدند. «در ‌سال ٨٩ به واسطه فشارهای جامعه مدنی این قانون تغییر کرد و در تبصره ٨ آن بنیادشهید موظف شد آنهایی که در زمینه پاکسازی کار می‌کنند را به حکم شهید و جانباز بپذیرد.» به گفته طهماسبی پیش از این کمیسیون ماده ٢ استانداری‌ها این وظیفه را برعهده داشت که فرد را به‌عنوان جانباز یا شهید بپذیرد، اما پس از آن‌که این قانون اصلاح شد. اما نکته‌ای که طهماسبی بر آن تأکید دارد این است که در جلسات تعیین جانبازی، نماینده مردم در شورای شهر، مجلس و حتی خود قربانی حضور ندارد. «اگر کسی به‌عنوان جانباز شناخته شود، نماینده بنیادشهید حضور دارد، اما خود قربانی نه.»
طهماسبی می‌گوید با وجود تغییرات بسیاری که از قانون‌ سال٧٢ تا‌ سال٨٩ به وجود آمده، اما همچنان فاصله زیادی تا قانون حمایتی دقیق و درست وجود دارد. قانونی که خلأ نداشته و ایرادات حال حاضر به آن وارد نباشد. قانونی که در آن فقط به خسارت‌های مالی و جسمی توجه نشده و حمایت معنوی هم در آن وجود داشته باشد. «بسیاری از مین‌روب‌های ما جوانند. آنها پس از حادثه روند زندگیشان تغییر می‌کند و نیازمند رسیدگی‌های گوناگون و مشاوره‌اند.» مردانی که به گفته علیرضا آشناگر، معاون سیاسی-امنیتی استاندار کردستان تاکنون ٩١ نفر از آنها شهید و ١١٠ نفرشان جانباز شده‌اند. البته آمار مرتضی حبیبی، سرپرست مرکز مین‌زدایی در‌ سال ٨٦ بیشتر از این رقم است: ١٧٣ نیروی پاکسازی شهید و ٧٣٢ جانباز.
آشناگر ‌سال گذشته در نشست «جهانی از عاری از مین» گفت: «برای پاکسازی مین در ٥ استان غربی کشور تاکنون ٩١ شهید و ١١٠ جانباز داشته‌ایم. از ‌سال ٨٨ تاکنون‌ هزارو٥٥٨ پایگاه پاکسازی شده و هزینه پاکسازی مناطق آلوده در ایران یک‌دهم میانگین جهانی است و برای هر هکتار حدود ١٠٠‌میلیون ریال اعتبار لازم است.» پایین‌بودن هزینه پاکسازی در ایران برای مین‌روب‌ها نکته مثبتی نیست. کسانی که با تجهیزات قدیمی پا به میدان می‌گذارند، حقوقشان اندک است و بیمه درست و درمانی هم ندارند.
سپر بلا
چهار‌سال شب و روزش را با مین‌روب‌ها گذراند و ‌سال گذشته این کار را کنار گذاشت. هرچند برای معصومه صابری تنها زن عکاس میدان‌های مین، نه داستان مین تمام شده و نه داستان زندگی تخریب‌چی‌ها. فریم‌های عکس و فیلم بسیاری دارد و مصاحبه‌های فراوانی که هنوز هیچ‌کدامشان را جایی منتشر نکرده. «به‌موقع منتشرشان می‌کنم. هنوز زمانش نرسیده.»
او بارها با لباس‌های سخت به میدان رفته. با کفش‌هایی سنگین و قدیمی که اکثر کشورهای دنیا که درگیر پروسه مین‌زدایی‌اند، دیگر از آنها استفاده نمی‌کنند. «می‌دانید کفش مسئولانی که می‌آیند سر زمین با کفش تخریب‌چی‌ها فرق دارد؟ آنها کفش‌شان سبک و خاص است. اصلا با این کفش‌ها تعادل ندارید. کاش یک‌بار آنها را بپوشید.» صابری صبح‌های بسیار زودی را به یاد دارد که همراه تخریب‌چی‌ها راهی میدان مین شده و ساعت‌ها و ساعت‌ها آنها کار کرده‌اند و صابری عکاسی کرده. در گرمای ٥٠-٦٠ درجه در دشت‌های پرگلوله. «اغلب کسانی که در این میدان‌ها حاضرند، جوانان کشاورز و دامداری‌اند که دلشان برای خانواده خودشان می‌سوزد و می‌خواهند زمین پاک باشد. آنها جان عزیزان و دام‌هایشان را از دست داده‌اند و حالا می‌خواهند سپر بلا باشند.» صابری می‌گوید در همه جای دنیا استاندارد کار تخریب‌چیان ۲ تا ۳ ساعت در روز  است، ولی این‌جا این‌طور نیست. ساعت‌ها از تخریب‌چیان کار می‌کشند، چون این کار دست پیمانکار است و او هم نمی‌خواهد زیان کند.
بسیاری از کسانی ‌که در میدان مین حاضر می‌شوند، جانشان را کف دست گرفته‌اند، با لباس‌هایی قدیمی، کفش‌هایی سنگین، با کلاهی که در هر نفس شیشه آن پر از بخار می‌شود و مین‌یاب‌هایی که بسیاری از آنها هم کهنه شده‌اند و درست کار نمی‌کنند. این درحالی است که سازمان مین‌زدایی هم مانند گذشته نظارت ندارد. «سوال این‌جاست که ارگان دولتی چرا باید از پیمانکار خصوصی استفاده کند؟ یا این‌که چطور ناظرها قبلا به مافوقشان گزارش کار می‌دادند و این مورد درحال حاضر وجود ندارد؟»  بسیاری از مردانی که زیر پایشان خالی شده و مین جانشان را گرفته، به فکر زندگی زن و زندگیشان بودند. افرادی که در این حوزه کار می‌کنند، نباید از لحاظ فکری مشکل داشته باشند، بلکه باید با خیال آسوده و تمرکز وارد زمین شوند. «این کار برای افرادی که فکرشان مشغول است، نیست. آنها باید با خیالی آسوده به زمین بروند. نه با‌ هزار فکر از قرض‌ها و وام‌های زندگیشان.»
صابری مردان جوانی را می‌شناسد که خانواده‌هایشان از شغلشان بی‌خبرند و حتی نمی‌دانند فرزندانشان مین‌یابند. آنها این شغل را پنهان کرده‌اند تا خیال خانواده‌شان آسوده باشد.
هرچند در سال‌های اخیر و با اعلام پاکسازی بسیاری از مناطق تعداد شرکت‌های پاکسازی مین کم شده‌اند. صابری می‌گوید در خوزستان ۱۱ شرکت فعال بوده که حالا چیزی از آنها باقی نمانده. «نباید با این شغل مثل هر شغل پیمانکاری دیگری برخورد کرد. این کار ساختمان‌سازی نیست و این بچه‌ها اغلب بومی‌اند که با سال‌ها سختی اغلب شغلشان را عوض کرده‌اند.» صابری هنوز هم با دلی لرزان خبرهای مربوط به انفجار مین را پیگیری می‌کند. دلش نمی‌خواهد روزی از کسی برایش خبر بیاورند که او را می‌شناخته. از مین‌یابی بگویند که به ‌هزار دلیل جانش را روی مین‌ها جا گذاشته است. 

  شغل تخریب‌چیان جزو مشاغل سخت و زیان‌آور محسوب نمی‌شود و اعتراض‌ها به آن هم تاکنون نتیجه‌ای نداشته .هیچ سازمانی به مین‌روب‌هایی که نسبت  به وضع حاضر اعتراض داشته‌اند پاسخی نداده و حتی برخی از آنها از کار برکنار شده‌اند
  روش‌های مین‌روبی در حال حاضر پر از آزمون و خطاست و امکانات و وسایل قدیمی است
  در همه جای دنیا استاندارد کار تخریب‌چیان ۲ تا ۳ ساعت در روز است ولی اینجا اینطور نیست. ساعت‌ها از تخریب‌چیان کار می‌کشند چون این کار دست پیمانکار است و او هم نمی‌خواهد زیان کند.

روزنامه: شهروند

لینک کانال مین و زندگی در تلگرام:

https://telegram.me/minefieldiran 


برچسب‌ها: مین و زندگی, انفجار, پاکسازی, پیشگیری
نوشته شده توسط بهنام صادقی در یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ |

میادین مین از نگاه یک زن

پاکسازی مین مجله عکس نوریاتو

اول قرار بود فقط یک عکسبرداری ساده باشد اما وقتی برای بار اول پایش را به میدان مین گذاشت و با بچه‌های پاکسازی آشنا شد، تصمیم گرفت برای همیشه در این حوزه فعالیت کند. حس غریبی که در وجود عکاس جوان به وجود آورد باعث شد ۴‌سال به‌عنوان تنها بانوی عکاس تمام وقتش را برای ثبت لحظه‌های پاکسازی میدان مین بگذارد.

٣‌سال پیش بود که وقتی معصومه صابری، جوان آبادانی برای عکاسی از یک میدان مین به مناطق جنگی رفت تصمیم عجیبی گرفت و عکاسی از عملیات پاکسازی و بچه‌های تخریب‌چی را به‌عنوان شغل اصلی‌اش انتخاب کرد. صابری رشته تحصیلی‌اش روزنامه‌نگاری است و عاشق عکاسی از لحظه‌های به‌یادماندنی. او را حالا بیشتر تیم‌های پاکسازی مناطق آلوده به مین می‌شناسند.

او از ورودش به میدان‌های مین و شروع کارش به می گوید: «تقریبا ٣‌سال پیش بود که تصمیم گرفتم یک گزارش از پاکسازی میادین بگیرم. گزارشی که درآن اعضای تیم‌های پاکسازی برایم از خاطرات تلخ و شیرینشان بگویند. برای گرفتن مجوز کلی دوندگی کردم تا این‌که پیگیری‌ها نتیجه داد و از طریق یکی از همکارانم در مطبوعات با بهنام صادقی که از تخریب‌چی‌های قدیمی بود آشنا شدم. این آشنایی من با آقای صادقی مسیر زندگی‌ام را

تغییر داد.»

بانوی عکاس ادامه می‌دهد: «با آقای صادقی به مناطق جنوبی خوزستان رفتم. او و دوستانش در شلمچه مشغول پاکسازی میدان‌های مین بودند. در این سفر با افراد زیادی آشنا شدم و از خاطرات تلخ و شیرینی که داشتم گزارش تهیه کردم. بعد از اتمام کار گزارشم در شلمچه با هماهنگی‌ها و پیگیری‌های زیاد توانستم به شمال خوزستان و میدان‌های مینی که هم در آن‌جا وجود داشت و درحال پاکسازی بود نیز گزارش تهیه کنم.»

و این سرآغاز کار برای معصومه صابری عکاس جوان آبادانی بود. وی در ادامه اضافه کرد: «بعد از اتمام گزارشم دیگر نتوانستم از این حوزه خارج شوم و همان حسی که گفتم باعث شد عکاسی در میادین مین را به صورت جدی ادامه دهم. صمیمیتی که بین بچه‌های تخریب‌چی بود و از همه مهم‌تر علاقه شدید آنها به کارشان من را بیش از پیش مجذوب خودش کرد و همین شد که تصمیم گرفتم کار عکاسی در این مناطق را ادامه دهم. فکه، چزابه، کوشک، دهلران و هویزه مناطقی بود که بعد از اولین گزارشم برای عکاسی رفتم و از بچه‌های تخریب‌چی که درحال پاکسازی میادین مین بودند حدود ۴‌هزار عکس گرفتم.»

وی درباره روزهای اول کارش می‌گوید: «روزهای اول وقتی اعضای تیم پاکسازی من را می‌دیدند تعجب می‌کردند و می‌گفتند مکانی که شما آمده‌اید جای مناسبی برای یک خانم نیست اما آن‌قدر گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود. درست به خاطر دارم آقای صادقی همان روزهای اول گفت برای بودن در این کار باید عاشق مردم بود. حتی روزهای اول خانواده‌ام نیز نسبت به تصمیمی که گرفته بودم خیلی نگران بودند و مخالفت می‌کردند اما آن‌قدر روی تصمیمی که گرفته بودم اطمینان داشتم که سرانجام همه مخالفان جزو موافقان شدند.»

اما کار صابری به همین عکس گرفتن ختم نشد و او حتی یک فیلم آموزشی هم در زمین پاکسازی میدان‌های مین ساخت. وی دراین‌باره گفت: «پس از یک مدت که تقریبا بیشتر تیم‌های پاکسازی من را شناخته بودند و می‌دانستند برای تصویربرداری و عکسبرداری به مناطق جنگی می‌روم سازمان مین‌زدایی کشور با من تماس گرفت و درخواست کرد که یک فیلم آموزشی برایشان بسازم. من هم که عاشق این حرفه شده بودم دست به کار شدم و پس از چند‌ سال تلاش  ٩ ساعت فیلم آموزشی از تمام مراحل پاکسازی تهیه کردم و تحویل دادم.»

صابری خاطرات زیادی هم از مدت ۴ سالی که فعالیتش را در این زمینه آغاز کرده است دارد؛ خاطرات تلخ و شیرینی که در گوشه ذهنش به یادگار مانده است. او از خاطرات شیرینش می‌گوید: «شیرین‌ترین خاطره برای من همان عکس‌هایی است که از بچه‌های پاکسازی گرفته‌ام اما در این میان اتفاقات جالبی هم گاهی اوقات رخ می‌دهد. یکی از این اتفاق‌ها برمی‌گردد به همان روزهای ابتدایی که وارد میدان مین شده بودم و عکس می‌گرفتم. برای این‌که یک نفر وارد میدان مین شود باید اصولی را رعایت کند. مهم‌ترین اصول استفاده از لباس‌های مخصوص است. مثلا کفش‌های مخصوصی است که حدودا  ۵ کیلو وزن دارد. خوب پوشیدن این کفش‌ها برای من آن هم در روزهای اول، کار بسیار دشواری بود و راه رفتن هم خنده‌دار بود اما حالا راحت‌تر از کفش‌های معمولی می‌توانم با آنها راه بروم.»

اما صابری خاطرات تلخی هم دارد. او گفت: «یکی از بدترین خاطراتم مربوط می‌شود به مجروح شدن یکی از بچه‌های پاکسازی به نام مرتضی افرایی. آن روز در منطقه چزابه عملیات پاکسازی درحال انجام بود و من هم درحال

عکس گرفتن از مرتضی بودم. چند دقیقه‌ای به طرف دیگر میدان رفتم تا از بقیه اعضای گروه پاکسازی نیز عکس بگیرم که ناگهان متوجه صدای انفجار مهیبی شدم. صدای انفجار در میدان مین یعنی یک حادثه. وقتی خودم را به محل انفجار رساندم با بدن غرق در خون مرتضی روبه‌رو شدم. او پایش روی مین رفته بود و اما خوشبختانه از ناحیه پا دچار آسیب شده بود و انفجار باعث مرگش نشده بود. یکی دیگر از خاطرات تلخ هم مربوط می‌شود به شهادت یوسف سلیمانی که از بچه‌های پاکسازی که در فکه جانش را از دست داد.» در این سال‌ها حتی چند باری هم نزدیک بوده خود صابری قربانی مین‌ها شود. وی دراین‌باره نیز گفت: «یک‌بار برای عکس گرفتن از یک مین عمل نکرده وارد گودالی شدم. عکسم را که گرفتم و از گودال بیرون آمدم دیدم همه با چشمانی از حدقه بیرون زده به من نگاه می‌کنند. وقتی از آنها جریان را پرسیدم گفتند در این گودال یک مین عمل نکرده وجود داشته که تیم‌های تخریب قرار بوده آن را خنثی کنند به همین خاطر دیگر پرچم نگذاشته بودند و خطر از بیخ گوشم گذشت».

صابری در ادامه اضافه می‌کند: «تنها دلخوشی من این است که توانسته‌ام لبخند بچه‌های پاکسازی را ثبت کنم. افرادی که در گرمای سوزان تابستان و سرمای استخوان‌شکن زمستان بدون هیچ منتی کار پاکسازی میادین مین را انجام می‌دهند. افرادی که حتی در ماه رمضان با زبان روزه به پاکسازی می‌پردازند اینها باقیمانده همان رزمندگانی هستند که جانشان را کف دستشان گذاشتند و برای مردم کشورشان جانفشانی کردند.» وی ادامه می‌دهد: «من به‌عنوان کسی که از نزدیک با مردم جنگ‌زده در ارتباط بوده‌ام از مسئولان می‌خواهم که به داد آنها برسند. جنگ برای همه تمام شده اما برای مردم مناطق جنگی که آلوده به مین است هنوز ادامه دارد. تا به امروز کودکان زیادی که یک روز می‌توانستند برای مملکت افتخارآفرین باشند بر اثر انفجار این مین‌ها یا جانشان را از دست دادند یا این‌که نقص عضو شده‌اند با این اوصاف از مسئولان می‌خواهم اجازه ندهند پروژه پاکسازی میدان‌های مین در انتظار رسیدن بودجه بماند.»

منبع :نور نگار


برچسب‌ها: انفجار, مین, پاکسازی, پیشگیری
نوشته شده توسط بهنام صادقی در جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ |

شهید ابوذر محمدی

10تاریخ شهادت: اردبیهشت 1389


برچسب‌ها: مین و زندگی, انفجار, پاکسازی, پیشگیری
نوشته شده توسط بهنام صادقی در یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ |

به مناسبت روز جهانی معلولان :

فعالان‌مدنی هنرمندان و وکلای دادگستری خواستند؛
رئیس‌جمهوری مانع پایمال شدن حقوق قربانیان مین شود

جمعی از فعالان‌مدنی و وکلای قربانیان مین‌ در آستانه «روز جهانی معلولان» در نامه‌ای سرگشاده از رئیس‌جمهور خواستند نسبت به احقاق حقوق قربانیان مین اقدامی شایسته انجام دهد.

متن نامه به این شرح می‌باشد؛

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب دکتر حسن روحانی
با سلام و دعای خیر
احتراما با استناد به اصول سوم، هشتم، نوزدهم، بیست‌ودوم، یکصدوسیزدهم و یکصدوبیست‌ویکم قانون اساسی به استحضار میرساند:
با عنایت به اینکه استان هاي آذربایجان‌غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان بر اثر حوادث اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی آلوده به مین‌های زمینی شده و بسیاری از شهروندان را به خاک و خون کشانده و هنوز هم مصیبت آن دامن‌گیر شهروندان بی‌پناه این مناطق می‌شود. متاسفانه علی‌رغم این امر که این مین‌ها توسط دولت کار گماشته شده یا می‌شود و تاکنون بسیاری از پرونده‌های این قربانیان در کمیسیون‌های ماده ٢ مستقر در فرمانداری‌ها و استانداری‌های تحت پوشش وزارت کشور دولت شما بایگانی شده و متاسفانه بدون هیچ دلیل قانونی موجب تضییع حقوق شرعی و قانونی این مصدومین شده و آنان را به امان خدا رها نموده‌اند. و از دیگر سو روند درمان آنها با معضلات زیادی همراه است.
جناب رئیس‌جمهور، شما خود را حقوقدان معرفی و حامی حقوق شهروندی ملت اعلام کرده‌اید و نیک می‌دانید که قربانیان مین‌های زمینی کسانی هستند که بر اثر برخورد با تله‌های انفجاری یا مین‌های زمینی، دچار مصدومیت و معلولیت شده‌اند، مین‌های زمینی صرفا توسط دولت کار گذاشته می‌شوند و حسب اصول مسلم حقوقی و تصریح اصول سوم،نوزدهم و بیست‌ودوم قانون اساسی، مسولیت آن متوجه دولت است. اما در بسیاری از موارد، دولت اعم از دولت تدبیر و امید یا دولت‌های گذشته، حقوق قربانیان مین‌های زمینی را پایمال و نقض نموده‌اند به نحوی که بیشتر این قربانیان که دچار معلولیت شده‌اند مورد ستم مضاعف واقع شده و روند دادرسی در نهادهای دولتی تحت حمایت شما عادلانه نبوده و همواره یک‌سویه و مبتنی بر اجحاف و پایمال شدن حقوق این قربانیان بوده است. اکثریت قربانیان مین‌های زمینی سرپرست خانوار بوده و با معلولیت حاصل از انفجار مین‌های زمینی دچار فلاکت و مصیبت شده‌اند. این قربانیان بخشی از شهروندان ایران محسوب و نباید تبعیض شامل حال آنان شود.
لذا استدعا می‌شود تا با بررسی موضوع و صدور دستور شایسته مانع تداوم این وضعیت اسف‌بار در رسیدگی به قربانیان مین‌های زمینی شوید و نسبت به احقاق حقوق آنان و بازبینی مجدد پرونده‌های بایگانی شده این مظلومان دستور شایسته صادر نمایید.
برای مشاهده اسامی افراد امضائ کننده به ادامه نوشته بروید


برچسب‌ها: نامه سرگشاده به ریاست جمهور, روز جهانی معلولان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهنام صادقی در شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ |

همشهری / رسول عوده‌زاده -  هر روز صبح خروس خوان با 3 بچه‌ و همسرش خداحافظی می‌کند و می‌رود به سمت مین؛ مین‌هایی که تخریب آنها دیگر کار روزانه‌اش شده‌ است.


 جفیر، طلاییه، فکه و چذابه برایش فرقی نمی‌کند. خانواده‌اش با کارش کنار آمده‌اند و دوستانش می‌گویند تا زمانی که او سرکار است، حتی به تلفن همراهش زنگ نمی‌زنند، چون برخی از خمپاره‌ها به صدای موبایل نیز حساس هستند. 

«محمد شبیبی» جوان 38 ساله‌ای است با چشم‌هایی سبز آبی و موهایی پرپشت که از یک دهه پیش به پاکسازی مین می‌پردازد. اهل سوسنگرد است و 3 فرزند دارد. محمد گرچه فقط ۳۰ دقیقه مهمان ما در دفتر روزنامه بود، اما وقتی به همراه پسرش سجاد از روی صندلی بلند شد که برود، دلم برایش تنگ شد.

 در این نیم ساعت ما توانستیم با هم درد دل کنیم و بسیاری از جنبه‌های پنهانی و البته سختی‌های کارش را بشنویم. با گفتن این سختی‌ها آن قدر متاثر شد که دیگر نخواست حرفی بزند، خداحافظی کرد و آخرین جمله‌اش این بود که «من کارم را واقعا دوست دارم و می‌خواهم ادامه بدهم، شاید چون چاره‌ای ندارم.» گفت‌و‌گوی ما را با سرگروه تخریبچی‌ها درباره ماجرای ورودش به این حرفه و اوضاع و احوال شغل جذابش می‌خوانید.

چگونه وارد این کار پرخطر شدی؟
به واسطه شهیدی به نام «سعید سیاحی» وارد این کار یعنی پاکسازی مین شدم. سعید پاسدار و جانباز شیمیایی بود که آثار شیمیایی منجر به شهادتش شد. بسیاری از دوستان و برخی از اعضای خانواده من را از ورود به این کار منع و نهی می‌کردند، ‌اما واقعا به این کار علاقه مند بودم.

چقدر از کارت می‌ترسی؟
در اثر تجربه فنی و همچنین شهادت برخی از همکاران در جلوی چشمانمان دیگر ترسی در ما وجود ندارد، اما باید مراقب باشیم تا پایمان را هر جایی نگذاریم.

روزهای ابتدایی چطور بود؟
روزهای اول واقعا می‌ترسیدم. وقتی به چاله مین می‌رسیدم که ممکن است ۷۰۰ مین داشته باشد، می‌ترسیدم، اما امروز دیگر این مساله برایم عادی شده است. ولی باید به همه چیز توجه کنیم.

واقعا نمی‌ترسی؟
(با خنده) نه.

صبح که راهی کار می‌شوی، چه افكاری ذهنت را درگیر می‌کند؟
کار ما مثل بقیه حرفه‌ها یكنواخت نیست و چالش و استرس دارد. البته این به معنای ترس نیست. ناگفته نماند که ما همیشه منتظر رخ دادن یک اتفاق هستیم. فرایند کار ما از ورود به میدان تا تشخیص و همچنین خنثی سازی ترسناک نیست. همه ما می‌دانیم که کوچک‌ترین اشتباهی منجر به از دست دادن جانمان می‌شود و بنابراین محتاطانه قدم بر می‌داریم. زیرا اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. ما ساعت ۴ صبح به سمت محدوده معین شده حرکت می‌کنیم و تا ساعت ۱۱ کار می كنیم.

وقتی به خانه بر می‌گردی، آیا با خودت نمی‌گویی «یه روز به خیر و خوشی تمام شد»؟
هر روز که از محدوده تفحص بیرون می‌آیم، خدا را هزار مرتبه شکر می‌کنم که زنده مانده ام. به همراه دیگر همکاران صلوات می‌فرستیم که اتفاقی برای نیروهای ما نیفتاده است.

چه چیزی در حرفه شما حرف اول را می‌زند؟
دقت، حرف اول را می‌زند. صحبت کردن با همکاران دیگر و حواس پرتی آفت کار ماست.

احساس مادر و همسرت نسبت به کارت چیست؟
یک نگرانی همیشگی در آنها وجود دارد. آنها روز اول با این کار مخالف بودند. حق دارند زیرا نگران من هستند. روزانه چند بار به من زنگ می‌زنند و از زنده بودنم مطمئن می‌شوند، به ویژه ساعت ۹ صبح. دوستانم به شوخی به من می‌گویند که «بالاخره تو هم یه روز شهید می‌شی، خیلی طول کشیده و دیگه وقتشه.»

وضعیت شغلی‌ات چطور است؟
وضعیت شغلی ما قراردادی است. شرکت‌هایی که ما با آنها همکاری می‌کنیم، خصوصی هستند. این شرکت‌های پاکسازی را معمولا به یک پاسدار می‌دهند. البته بیمه هستیم و هر شرکتی ممکن است ۶ تا ۱۰ گروه چند نفره داشته باشد و با توجه به تراکم مین در محدوده‌های مشخص نیرو افزایش می‌یابد.

تقسیم بندی نیرو‌ها چگونه انجام می‌شود؟
ورود نیروی زیاد به یک منطقه ممکن است به دلیل کم شدن فاصله خطر ایجاد کند و از این رو باید فاصله میان هر کدام از همکاران ۵۰ متر باشد تا خدای نکرده در صورت رخ دادن اتفاق برای هر شخصی، دیگری آسیبی نبیند.

آیا بیمه مزایایی به همکارانت داد که در این راه شهید شدند؟
بله. حقوقی به خانواده‌هایشان تعلق گرفت. آن‌هایی که جانباز شدند و صدمه دیدند نیز تحت پوشش قرار گرفتند.

وقتی برای همکارت اتفاقی می‌افتد، شما چه عکس العملی باید داشته باشید؟
اولین اقدام یک تخریبچی حفظ خونسردی و تحرک نداشتن است. در گام دوم بهیار از معابر ایمن شده وارد محدوده می‌شود. او ممکن است به کمک نیاز داشته باشد که باید با هماهنگی وارد عمل‌شویم.

کدام یک از همکارانت را که شهید و مجروح شدند، در ذهن داری؟
«سیدصاحب موسوی» و «حمزه عبیاوی» از سوسنگرد، «ناجی بیت سعید» از حمیدیه و «سیدعلی موسوی» از بستان شهید و «امید حویزاوی فرد» و «مکی غرباوی» از سوسنگرد مجروح شدند
.
البته مناطق جنوب غربی استان مارهای بزرگ و خطرناکی دارند که این هم خطر دیگری در شغل ماست. مارهای شاخ دار که آن را با افعی‌های آفریقایی مقایسه می‌کنند و ما روزی حداقل 3 مار را که ممکن است ۲ متر طول داشته باشند، می‌کشیم.

با شهید شدن همکارانت ته دلت خالی نشده است؟
بله. بعضی وقت‌ها حالتی از یأس ما را در بر می‌گیرد. پیش آمده است كه کار را‌‌ رها کردم و پس از رایزنی مجدد به کار برگشتم. البته این كار تخصص ماست.

اعتقاد تا چه اندازه در این كار نقش ایفا می‌کند؟
خیلی زیاد. مسیر چذابه را با عشق پاکسازی کردیم، این مسیر محل گذر هزاران عاشق اباعبدالله الحسین (ع) شده و این مایه خوشحالی است که ما جاده عبور زائران را هموار كردیم. سال گذشته و همزمان با گذر راهپیمایان حسینی در ایام اربعین مین‌های ضدتانک، ضدخودرو و گوجه‌ای زیادی را در‌‌ همان منطقه چذابه خنثی و تخریب کردیم. محوطه بازارچه مرزی چذابه را نیز پاکسازی کردیم تا منجر به رونق گرفتن اقتصاد منطقه شود.

یعنی مسیر بستان تا چذابه صددرصد پاک شده است؟
در پاکسازی صددرصد وجود ندارد و شاید بتوان گفت50 درصد این مسیر پاکسازی شده است. مثلا ۵ سال پیش همین زمین‌ها را پاکسازی کرده بودم،‌ اما می‌بینیم دوباره این زمین‌ها نیاز به پاکسازی دارند.

آیا تا به حال خواب دیده‌ای که مشکلی در هنگام تفحص برایت به وجود آمده باشد؟
بله. البته تا حالا در عالم واقعی و نه خواب 2 بار مین زیر پایم منفجر شده است، اما خدا رحم کرده و اتفاق خاصی نیفتاده است. یک بار مین کیکی (به قول عراقی‌ها لغم سیدی) و یک بار مین احتراقی. حوادث کار ما معمولا در آغاز کار یعنی اوایل صبح یا در پایان کار و در هنگام ترک محدوده اتفاق می‌افتند.

تا حالا شی یا اثر عجیبی هنگام پاکسازی پیدا کرده‌ای؟
بله. در اغلب مناطق به دلیل اینکه آثار کاوش نشده قدیمی دارند، عتیقه پیدا می‌کنیم.
کوزه و ظروف شبیه به آن تا دلت بخواهد، زیاد است، اما ذهنمان درگیر چیز دیگری است و اعتنایی به آنها نمی‌کنیم و به راننده مینی بوس و آمبولانس می‌دهیم. برخی از همکارانمان هم این اشیا را‌‌ رها می‌کنند. البته ما تا ۲ متر بیشتر کاوش نمی‌کنیم.

پاکسازی مین چه زمانی پایان می‌یابد؟
در استان ما مناطقی چون چذابه، جفیر، محدوده مرزی دشت آزادگان، فکه و آوینی نیاز به پاکسازی دارند. به قول یکی از پاسداران اگر تا ۱۰ سال دیگر نیز مداوم کار کنیم، باز هم مین وجود دارد که نیاز به تخریب و خنثی سازی داشته باشد.
نوشته شده توسط بهنام صادقی در چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۹۴ |
شهید آرام پیروزی از مین روب های استان کردستان/مریوان


برچسب‌ها: شهید آرام پیروزی, شهدای پاکسازی میادین مین
نوشته شده توسط بهنام صادقی در یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ |


به مناسبت روز جهاني معلولان ، سردار امیراحمدی رئيس مركز مين زدايي كشور و مديران استاني آن مرکز ؛بطور همزمان در پنج استان آلوده به مین با تعدادی از جانبازان عرصه مین زدایی  دیدار و گفتگو نمودند.

منبع : سایت مرکز مین زدایی کشور


برچسب‌ها: گراميداشت روز جهاني معلولان, سردار امیراحمدی, جانبازان, مین زدایی
نوشته شده توسط بهنام صادقی در یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲ |
 
مطالب قدیمی‌تر