روزهای آخر اسفند است. باران غبار از چهره خاک میگیرد و زمان به زمان پیش میرود تا به جنگ میرسد و انفجار. عشایر همدان و لرستان و کرمانشاه کوچ دوم را در پاییز آغاز میکنند و به قشلاق میآیند. دامها در مراتع دنبال علف میگردند و چوپانان در کوهپایهها به مراقبت از دام. بهمن و اسفند و فروردین، ماه بارش است. مینهای خفته بیدار میشوند. هشتم اسفند ٩٥ علی جلیزی و عمویش از ساکنان روستای جلیزی در دشت عباس در مرز ایلام و خوزستان دچار انفجار مین والمرا شدند. احمد جان داد و علی ١٨ساله را با بدنی پر از ترکش به بیمارستان دهلران بردند.
از آنجا به بیمارستان گنجویان منتقلش کردند و تا ١٤اسفند پزشکان در پی جستوجوی ترکشها بودند. حامد، پدر علی میگوید ترکشی در ساق پای پسر مانده و ترکشی در سرش و دید چشمهایش هر روز کمتر و کمتر میشود. یک هفته پس از حادثه گذشت حامد نمیدانست به فکر برگزاری مراسم برادرش باشد و زن و دو کودک به جا ماندهاش یا پیگیر وضع پسرش.
«پزشکان میگویند این ترکشها خطرناکند. شب و روز دعا میکنم پسرم فلج نشود.» وقتی مین منفجر شد، علی سعی کرد عموی ٣٢سالهاش را از مهلکه نجات دهد، اما خون بند نمیآمد و تن عمو سنگین بود. علی صدای نفسهای عمو را شنیده و امیدوار بود. نیروهای تفحص که در نزدیکی یادمان شهدا بودند، متوجه انفجار شده و خود را رساندند. جنازه احمد را آمبولانس ١١٥برد و علی را نیروهای تفحص به درمانگاه رساندند. پدر علی میگوید: «خدا میداند مردم شهر ما خیلی مظلوم هستند و در شرایط نامناسبی زندگی میکنند. آلودگی منطقه هم بدبختی ما را دو برابر کرده است.»
در فاصله مرگ رغد و مرگ احمد، مینها و مهمات دیگر هم منفجر شدند که برای به دست آوردن آمارشان باید خبرها را زیرورو کرد یا به وبلاگ «مین و زندگی» سر زد وگرنه از سه سال پیش سایت غیرفعال مرکز مینزدایی کشور تعطیل شده و آمار رسمی از قربانیان منتشر نمیشود. آخرین خبرها از این قرار است: ٢٩بهمن ٩٥ در خوزستان و در شهرستان شوش، حسن رویشدی ١٣ساله بر اثر انفجار مین دست و چشمش را از دست داد. روز بعد، ٣٠ بهمن در شهرستان ایوان استان ایلام یک کشاورز بر اثر انفجار مین در دم کشته و یک نفر دیگر به شدت مجروح شد. چند هفته بعد در ٥ اسفند در بخش صالحآباد مهران (استان ایلام) مرتضی نادی، فرهنگی بازنشسته جان داد. سه روز بعد هم
٨ اسفند بود و نوبت احمد و علی که داستانش رفت. بهنام صادقی، مدیر وبلاگ «مین و زندگی» بعد از اتفاقات اسفند به حسن روحانی، رئیسجمهوری نامه نوشت: «همانگونه که مستحضر میباشید در دوران جنگ تحمیلی بیش از ٤میلیون هکتار از اراضی پنج استان آذربایجانغربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان آلوده به انواع مین و مهمات باقی مانده از جنگ گشتند.
با وجود تلاشهای صورت گرفته برای پاکسازی باز هم شاهد حوادث دردناکی هستیم که منجر به کشته و مجروح شدن مردم بیگناه این مناطق شده. کشتهشدن تعدادی از هموطنان بعد از حدود ٣٠سال پس از خاتمه جنگ و چندسال پس از جشن پاکسازی زیبنده جمهوری اسلامی نیست. با توجه به اینکه این اتفاقات ناگوار در مناطق پاکشده رخ داده، از حضرتعالی بهعنوان رئیس قوه مجریه و تامینکننده امنیت مردم تقاضامندیم در سریعترین زمان ممکن عملکرد مرکز مینزدایی کشور را که قرار بود پاکسازی را در ٥سال به اتمام برساند و الان به ١٠سال رسیده؛ تحتبررسی قرار داده و نسبت به ترمیم نقاط ضعف اجرایی و ستادی آن اقدام کنید.
سرعت عمل حضرتعالی در این زمینه مانع از حوادث ناگوار آینده خواهد شد.» امسال تا امروز که ١٨ اسفند است و این گزارش نوشته میشود، ٥٥ نفر در پهنههای آلوده کشته و مجروح شدهاند. ١٨کشته (١٦شهروند و ٢نظامی) و ٣٧مجروح (١٣مینروب، ٤نظامی و ٢٠شهروند). در سال گذشته (٩٤) هم ٣٠نفر مجروح و ١٥نفر کشته شدند. از این تعداد ١٤نفر مینروب بودند و ٨نفر نظامی و ٢٣نفر غیرنظامی.
همه این قربانیان درحالی زخم برمیدارند و زندگی خود و خانوادهشان دود میشود که سردار محمدحسین امیراحمدی، رئیس مرکز مینزدایی در آذر ٩٠ به فارس گفت: «ایران دومین کشور جهان از نظر حجم مناطق آلوده به مین است و از ٤میلیون و ٢٠٠هکتار مناطق آلوده به مین تنها ٧٠هزار هکتار دیگر برای پاکسازی باقی مانده و ٩٥درصد مناطق آلوده پاکسازی شده است.» او گفت شهرستان دهلران در استان ایلام بیشترین منطقه آلوده به مین در میان سایر شهرهاو حدود ٤٠درصد حجم آلودگی مربوط
به این شهر است.
دوسال بعد آمارهای رئیس مرکز مینزدایی امیدوارانهتر شد. «٩٩درصد از اراضی آلوده به مین در منطقه غرب کشور پاکسازی شده است.» این درحالی است که در سال گذشته ٢٠ مین و موادمنفجره باقی مانده از جنگ در کرمانشاه منفجر شد و تعدادی از غیرنظامیان کشته و زخمی شدند. بهار دوباره در راه است و دوباره دامنههای زاگرس را باران میزند. مینها بیدار میشوند و در کمین آنهایی هستند که به هوس علفهای کوهی برای دام و داروهای گیاهی و قارچ و ریواس و پونه به کوه و دشت میزنند. در کمین مینروبهایی که در ساعتهای نفسگیر روی زمین قدم برمیدارند و عشایری که میروند در سبزهزار بار بیندازند.
برچسبها:
انفجار,
مین,
پاکسازی,
مین روب

نوشته شده توسط بهنام صادقی در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
|