كاملاً با نظر شما موافق هستم. ماندن مين ها از زمان جنگ تاكنون و عدم پاكسازى آنها مشكل بزرگى است و كودكان واقعاً در اين زمينه كاملاً بى دفاع هستند چرا كه بدون كوچكترين اطلاعى پا به اين مناطق گذاشته و بدون هيچ گناهى متأسفانه قربانى مى شوند.
به طور كلى بايد گفت كه سازمان ملل متحد در اين زمينه بسيار نگران بوده و توجه خاصى به اين موضوع داشته و سعى در رسيدگى به آن دارد، خصوصاً سازمان يونيسف. اما چيزى كه براى ما حائز اهميت بوده اين نكته است كه تمامى آژانس هاى سازمان ملل متحد بايد به طور هماهنگ در اين زمينه عمل كنند.
به طوركلى پاكسازى ميادين مين بر عهده سازمان undp يا همان سازمان برنامه عمران سازمان ملل متحد است و سازمان يونيسف در اين زمينه تنها كار اطلاع رسانى و آموزش را برعهده دارد.
به عبارتى در اين خصوص يونيسف (unicef) موظف است تا آموزشهاى لازم را در جهت مقابله با وجود ميادين مين و محافظت كودكان در برابر وجود اين خطر را ارائه دهد و اين موضوع يك توافق جهانى است و تنها مختص چند كشور خاص نيست.
اشاره كرديد به نگرانى سازمان ملل متحد و يونيسف و همكارى كه بين آژانسها در اين خصوص بايد انجام شود همانطور كه مى دانيد ۹ سال قبل در سال ۱۹۹۷ ميلادى، ۱۵۰ كشور دنيا كنوانسيون«اتاوا» يا همان پيمان نامه منع استفاده، نگهدارى، توليد و جابجا كردن مين ضدنفر را امضا كردند اما تا آنجا كه اطلاع دارم هنوز كشورهاى سازنده اين سلاح همچون آمريكا، روسيه، چين و هندوستان آن را به امضا نرساندند. آيا از سوى شما اعضاى سازمان ملل تاكنون فشارى به كشورهاى سازنده اينگونه سلاحها صورت گرفته تا آنها را متقاعد به امضاى اين پيمان نامه كند؟
بخشى كه در خصوص آموزش و اطلاع رسانى به آن اشاره كردم درواقع مربوط مى شود به افرادى كه خود قربانى اين مين ها و اينگونه سياستها هستند. اما در خصوص كشورها و شركت هايى كه خود سازنده اينگونه سلاحها هستند، سازمان يونيسف هيچگونه اقدامى نمى تواند بكند. به عبارتى ما قادر نيستيم آنها را به طور مستقيم از انجام اين كار باز داريم اما طبق قوانين داخلى موجود در سازمان در مواقعى كه نياز به خريدهاى كلان براى حمايت از كودكان محروم داريم مى توانيم اين شركت ها را تحريم كرده و هيچگونه خريدى از آنها نكنيم و از اين منظر اعتراض خود را به كشورهاى سازنده اينگونه سلاحها اعلام مى داريم.
با توجه به اينكه يكى از انواع مين هاى ساخته شده، نوع عروسكى آن است و بسيارى از كودكان مرزنشين ما با گذشت ۱۷ سال از جنگ ايران و عراق هنوز قربانى اين گونه سلاح هستند. آيا تصور نمى كنيد اطلاع رسانى و آموزش شما ضعيف و يا كمرنگ بوده؟
هميشه فضا براى فعاليت بيشتر وجود دارد، يعنى هميشه جا هست كه بگوييم كه ما مى توانستيم بيشتر و بهتر فعاليت بكنيم اما نمى توان گفت كه ما كارى هم انجام نداده ايم. عمده ترين اطلاع رسانى در خصوص مين، در زمان حمله آمريكا به عراق بود كه احتمال مى داديم بسيارى از مردم عراق از طريق مرزها به ايران بيايند و خوب مرزها مناطقى بودند كه از لحاظ مين گذارى، مناطق بسيار پرخطرى براى كودكان به حساب مى آمدند. در آن مقطع، جزوات زيادى به سه زبان عربى، فارسى و كردى تهيه و در آن مناطق توزيع شد. همينطور با همكارى سازمان بهزيستى اين مطالب در بسيارى از مدارس مورد استفاده قرار گرفت و تا آنجا كه اطلاع دارم هم اكنون نيز اين مطالب كه از سوى يونيسف تهيه و توزيع شد در مدارس استان كردستان تدريس مى شود. بنابراين مى توان گفت كارهايى انجام شده ولى مى توانست بهتر از اين هم باشد.
شما مى دانيد كه ايران به لحاظ آلوده بودن سطح وسيعى از زمين هايش به مين، دومين كشور جهان محسوب مى شود؟ خوب به طبع اهميت اين موضوع، دادن اطلاعات و آموزش در سطح وسيع از جمله نيازهايى است كه حضور گسترده شما را مى طلبد و اينگه تنها در مقطعى از جنگ آمريكا و عراق به پخش بروشور و جزوه اكتفا كنيد، پاسخ مناسبى به اين نياز نيست. از سوى ديگر ما قشرى از جامعه اى را داريم كه بنا به محروميت هاى موجود از سطح سواد كمى برخوردار هستند و به نظر مى رسد تنها راه اطلاع رسانى حضور افراد در مناطق روستايى و آموزش عملى به افراد است؟
حرف شما كاملاً درسته. ما مى توانستيم خيلى بيشتر از اين كمك كنيم. اگرچه آن جزوه ها و بروشورهايى كه خدمتتان عرض كردم تنها در سطح شهر نبود و به مدارس روستاها هم رفت و مى دانيم كه در مدارس آذربايجان غربى، كردستان و چند تا از استانهاى مرزى مورد استفاده كودكان قرار گرفت اما نبايد فراموش كرد كه سازمان ملل متحد، سازمانى است كه به عنوان همكار و شريك دولت در هر كشورى كار مى كند و به طور مستقل فعاليت ندارد. درواقع ما مى توانيم طرحهايى را ارائه بدهيم و با تصويب دولت ها و با همكارى ما آن را اجرايى كنيم، اما ما قادر نيستيم مستقلاً وظيفه دولت ها را در اين زمينه به دست گرفته و اجرا كنيم.
درست است كه سازمان ملل نمى تواند بطور مستقل فعاليت كند، ولى تصور مى كنم گاهى شريك ها داراى قدرت و اعمال نفوذ بسيارزيادى هستند و سازمان ملل متحد هم به عنوان شريك دولت ها قطعاً از اين اقتدار برخوردار هست كه گاهى فشارهايى را به دولت ها بياورد و موضوعات را از حد تئورى خارج كرده و اجرايى كند؟
تا آنجا كه اطلاع داريم اقدامات دولت ايران در اين زمينه بسيارمؤثر بوده و فعاليت بسيارمثبتى را ازخود نشان داده است. اطلاع داريم كه وزارت دفاع و سازمان «ايرما» كاملاً درزمينه پاكسازى مناطق مين و اطلاع رسانى بويژه در استان خوزستان و چند استان ديگر مرزى، فعاليت بسيار مناسبى داشتند و خوب مى شود گفت كه اين موضوع تا حدى خيال ما را راحت كرد كه وضعيت درحال بهبود است و اطلاع رسانى آگاهى نيز از سوى آنها در حال انجام است.
اما بايد اذعان كرد كه هرچه قدر هم كه ما اطلاع رسانى و آگاهى در اين خصوص داشته باشيم نمى توانيم كاملاً از بروز اينگونه اتفاقات جلوگيرى كنيم. چون ممكن است به هرحال در مناطقى اين اتفاق بيفتد و چه بهتر است كه از همان ابتدا از بروز جنگ و به كارگيرى اينگونه سلاحها جلوگيرى كنيم تا اينكه بعد به فكر برنامه ريزى براى عواقب آن بيفتيم. چرا كه اگر مينى در زمينى كارگذاشته مى شود ممكن است كه تا ۲۰ سال آينده خطرناك باشد.
ممكن است ما براى ۲ سال برنامه ريزى كنيم و يا تا پنج سال اطلاع رسانى كنيم، ولى كاشت اين مين ها به هرحال روزى جان يك انسان بى گناه را خواهد گرفت، خصوصاً در برخى مناطق كوهستانى كه پاكسازى آن بسياردشوار است.
به عبارتى ما مى توانيم درجه آسيب را تا حدى پايين آورده و كمرنگ كنيم ولى قادر نيستيم ازطريق اطلاع رسانى آنجا را كاملاً متوقف كنيم.
اشاره به جايى بود، جلوگيرى از بروز جنگ، ولى آيا تصور نمى كنيد اين بدان معنا است كه بهتر مى بود يونيسف به عنوان نهاد بين المللى كه عهده دار اطلاع رسانى است درصدد تقابل با دولت ها برمى آمد تا نقش آفرينى پس از حادثه آن هم درجايگاه آموزش؟ در اصطلاح ما «نوش دارو، پس از مرگ سهراب»؟
بطور واضح و صريح وظيفه يونيسف و سازمان ملل بطوركل، اين نيست كه جلوى دولت ها را بگيرد، ولى تصورمى كنم پيام ما واضح است و همه مى دانند كه معنى پيام ما اين است كه بطوركلى نبايد جنگ صورت گيرد چه برسد كه مينى كاشته شود و نه تنها در ايران بلكه در هيچيك از كشورهاى جهان. چرا كه جنگ و نيز كاشتن مين در مناطق جنگى هزينه هاى كلانى را براى دولت ها به دنبال دارد. زيرا زمينى كه پر از مين باشد ديگر براى زندگى، كشاورزى و... مناسب نيست و اگر افرادى دراثر اين مينها دچار آسيب شوند، قطعاً هزينه هاى درمانى بالايى را به دنبال خواهندداشت.
بنابراين پيام يونيسف به وضوح اين است كه از ابتدا نبايد جنگ باشد و يا مينى كاشته شود.
آقاى «كليج بورگ» درخصوص استفاده از كودكان در درگيريهاى مسلحانه مى خواهم سؤال كنم، همانطور كه مى دانيد طبق ماده ۳۸ پيمان نامه حقوق كودك كه در سال ۱۹۹۸ ميلادى به تصويب دولت ها رسيد، بهره گيرى ازكودكان زير ۱۵ سال در درگيريهاى مسلحانه منع شده است، درحالى كه ما هنوز شاهد آن هستيم كه در ۴۱ كشور دنيا از اين كودكان بى گناه استفاده مى شود. يونيسف در اين زمينه نقش خود را چگونه ايفاكرده است؟
بله، همانطور كه شما اشاره كرديد اين موضوع صحت دارد. پيمان نامه حقوق كودك، يك پروتكل الحاقى نيز دارد كه بيان مى كند: هيچ كودك زير ۱۸ سالى حق شركت در جنگ و درگيريهاى مسلحانه را ندارد و در حال حاضر سازمان يونيسف درحال ترغيب كشورها براى امضاى اين پروتكل الحاقى است.
خوشبختانه در ايران ما با اين مشكل چندان مواجه نيستيم و اما در بسيارى از كشورها بويژه آفريقا اين مشكل وجوددارد كه از كودكان سرباز خيلى استفاده مى شود.
كارى كه يونيسف دراين كشورها مى كند مراقبت از اين كودكان و ارائه خدمات و حمايت هاى روانى و اجتماعى است. چون كودكانى كه دراين جنگ ها شركت مى كنند ديگر كودك نيستند، بلكه تبديل مى شوند به افرادى خشن و افسرده و حتى خطرناك. بنابراين برنامه هايى داريم كه از فرستادن كودكان در اين كشورها به جنگ جلوگيرى شود و يا اگر هم كودكانى دراين درگيرى هاى مسلحانه شركت كرده اند، با ارائه حمايت هاى روانى و بازگرداندن روحيه لطيف كودكانه به آنان بارديگر زندگى عادى را به آنان هديه كنيم.
اصولاً ديدگاه كشورها به شما به عنوان يك سازمان ارائه دهنده خدمات چگونه است؟
متأسفانه نگاه به سازمان يونيسف، تنها نگاهى است كه آن را به عنوان يك منبع مالى كه سرمايه هنگفتى را دراختيار دارد، ديده مى شود، درحالى كه اينگونه نيست و ما مى توانيم دانش فنى و مطالب و اطلاعات مفيدى را كه در كشورهاى ديگر براى اطلاع رسانى مثمرثمر واقع شده به ايران بياوريم و از آن تجربيات بارديگر استفاده كنيم.
منظور نگاه دولت به يونيسف است؟
شخص خاصى مدنظر نيست كه بگويم او اين نگاه را به ما دارد. ولى بطوركلى عرض مى كنم كه اگر ما مطالب و جزوات اطلاع رسانى را تنها صرف اينكه به ايران بياوريم و ارائه دهيم بى فايده است، بلكه دولت هم بايد به عنوان شريك با ما همراه شود و اين مطالب را با فرهنگ اين كشور مطابقت داد تا بيشتر مثمرثمر واقع شود.
بودجه اى كه سالانه سازمان يونيسف براى پروژه هاى مختلف در ايران هزينه مى كند چه ميزان است؟
اين بودجه بستگى به پروژه هاى مختلفى دارد. ما قسمتى از بودجه مان را از دفتر مركزى يونيسف در نيويورك مى گيريم و قسمت ديگرى از هزينه هايمان را ازسوى مشاركت داوطلبانه افراد و شركت ها و افراد ايران حتى كه مبالغى را به يونيسف اهدا مى كنند، تأمين مى كنيم.
براى مثال امسال براى برنامه كشورى ۲۰۰۵ ميلادى، مبلغ ۸ ميليون دلار در ايران هزينه كرديم كه بخش عمده آن در شهر بم مورداستفاده قرارگرفت و ممكن است اين هزينه در سال آينده كمتر باشد. ولى اطلاع رسانى بخش خيلى مهمى از هريك از پروژه هاى ما را تشكيل مى دهد، كه در اين خصوص با صدا و سيما مشاركت نزديكى داشتيم و تيزرها و برنامه هاى تلويزيونى كوتاه مدتى را در زمينهV.I.H، حمايت از حقوق كودك، مهارت هاى والدين بهتر بودن، بهداشت و... تهيه كرديم و تصورمى كنم كه نقش رسانه ها در اين خصوص خيلى مى تواند مهم باشد و تنها اين نيست كه ما و دولت به تنهايى اين پروژه ها را جلو ببريم، بلكه و حتى نقش شما به عنوان يك روزنامه نگار مى تواند در اين زمينه بسيارمؤثر باشد.
این نوشته از روزنامه ایران شماره۳۲۶۶ انتخاب شده است.
حميرا حيدريان